ads مکان تبلیغات شما
زمان جاری : پنجشنبه 23 مرداد 1399 - 10:18 قبل از ظهر
نام کاربری :
پسورد :

ads ads ads ads
پاسخ جدید
تعداد بازدید 38
نویسنده پیام
seobomb
آنلاین

ارسال‌ها : 3
عضویت: 23 /1 /1399
محدود یا نامحدود!


به گزارش از خبرگزاری نکساپ ، من خودم فکر نمی کنم که این کار بزرگی ست. این فقط همان
کاری ست که من می کنم. اما توجه کرده ام وقتی مردم به من نزدیک می شوند، آن ها هم
کارها را سریع تر از قبل انجام می دهند. چرا؟ چنین چیزی چطور ممکن است؟


چرا برخی از افراد هیچ گاه پروژه ای
را آغاز نمی کنند. برخی تمام عمر را صرف تکمیل آن می کنند و دیگران هرگز آن را به
اتمام نمی رسانند- با این وجود من و افراد نزدیک به من به سرعت باد کاری را شروع
می کنیم و به اتمام می رسانیم. برای مثال، همسرم نریسا به تازگی کتاب اولش با نام
« نان؛ نان رایگان » را به اتمام رسانده است. این کتاب شامل حدود 80 دستور غذایی
ست که تمامی آنها با خمیر درست می شوند. در آن ها نشان داده می شود که چگونه می
توان با سبزیجات، دانه ها و مغزها نان پخت. این کتاب پرفروش ترین بوده است
محدود یا نامحدود!



اما بخش جالب آن اینجاست: او معامله
ای با انتشارات انجام داد و پروژه کتاب را پیش از امضای آن آغاز کرد، به مدت
دوماه، روز و شب برای ایجاد، پرورش، آزمایش و آزمایش مجدد دستورهای پخت وقت گذاشت
و از هر غذا عکس رنگی گرفت. او این کار را زمانی انجام داد که دو عمل جراحی داشت،
املاک استیجاری خود را پس از 17 سال فروخت و خانه ای جدید برای مادرش خریداری کرد،
کارگرانی که مدل حمام و دستشویی را تغییرمی دانند، در کارش وقفه ایجاد می کردند و
فعالیت خود را در شورای محل هم حفظ کرده بود. اما این چگونه ممکن است؟’


او تنها نیست


ماتیو دیکسون، استاد گیتار، شریک من در بسیاری از پروژه های
موسیقی ام، بی نظیر است. وقتی به او گفتم ایده ای برای موسیقی شفابخش دارم، آن را
با گیتار الکترونیک باریتون خود نواخت و در ترانه هایم آن را با من خواند. ما کار
کردیم و سرعت صوت را شکستیم.

ما در عرض چهار هفته همه تک آهنگ ها
را ساختیم. چند هفته بعد، در حال فروختن آلبوم بودیم.

برای برخی از موسیقیدان ها سال ها طول
می کشد تا اولین آلبوم خود را آماده کنند. برخی نیز هرگز نمی توانند این کار را
انجام دهند.


چگونه ما به این سرعت آن را انجام دادیم؟ این داستان تقلیل
زمانو نتایج آنی به این جا ختم نمی شود من برای اولین صدای ساکسیفون باریتون را در
سال 2014 شنیدم. آن صدا را دوست داشتم. در ماه فوریه یکی از محصولات
باری ساکس را خریدم. در ماه مارس نواختن آن را آغاز کردم، بداهه سازی کردم و یاد
گرفتم.با تشکر از باوری که تولید کننده موسیقی ام؛ دانیل بارت به من داشت؛ او گفت
که من ارتباطی خارق العاده با ساکسیفون دارم؛ در ماه اکتبر در استودیو بودم و یک
آلبوم کامل از نوای ساکسیفون ضبط کردم. در ماه نوامبر تقریبا ده ماه پس از شنیدن
صدای باری ساکس برای اولین بار آن را تکمیل کردم. نام آن آلبوم افلاتوس بود که به
معنی «الهام ربانی » ست. در ضمن، این دهمین آلبوم من بود؛ در عرض مدت
سه سال، این چطور ممکن است؟


راز این خلاقیت آنی من چیست؟ آن راز
این است:


من طوری حرکت می کنم که گویی روی آتش هستم.


من ایده ها را همچون الهامی از آسمان می دانم.


وقتی از راه می رسند، تمام تلاش خود را می کنم که به سرعت عمل
کنم، اگر آنی نباشد. همچنین در ذهن خود هرگونه بهانه یا شک را کنترل می کنم و
بلافاصله آن ها را از بین می برم. هرچه صریح تر تردید را رد کنم، سریع تر خلق می
کنم. این کلام ارزش تکرار دارد:




«
هرچه صریح تر تردید را رد کنم،
سریع تر خلق می کنم
. »


و خود را در محاصره افرادی قرار می
دهم که مرا تشویق می کنند و باورم دارند.نتیجه برد- برد است. پروژه ها را انجام می
دهم و افراد پیرامونم الهام گیرند که کارها را انجام دهند.الهام، مسری است. آتش
درون، دیگران را هم مشتعل می کند. معروف است که می گویند: « پول، سرعت را دوست
دارد. »

خب، کل کائنات هم سرعت را دوست دارد.

الهام گرفته اید؟ دست به کار شوید و
مبادا فکر می کنید که وقتی چنین سریع عمل می کنم، کاری متوسط ارائه می دهم. یادتان
باشد که چندین ترانه ام برای جایزه گرمی کاندید شده اند؛ (بخش موسیقی مثبت در
گرمی)، موزیک ویدئوی من بیش از 90 هزار بار دیده شده، آلبوم ام با دوستم
ماتیو پرفروش ترین است و تیمی که به ما کمک کرد تا ترانه ها را آماده کنم،
نوازندگان مشهور و برندگان جوایز هستند و حتی یکی از نوازندگان در سالن افسانه ای
مشاهیر راک اندرول می نوازد. همچنین سه برنده جایزه گرمی در یکی از آلبوم هایم
حضور داشتند و کتاب هایم مثل عامل جذب و محدودیت صفر، در تمام دنیا پرفروش ترین
هستند. شما هم می توانید این کار را انجام دهید.


یک مثال دیگر:


چند سال قبل برای عکس روی جلد مجله آستین آل نچرال دعوت شدم.
تصمیم گرفتم که اولین آلبوم خود را در مدت سه ماه آماده کنم و آن را به عنوان
گزارش روی جلد ارائه دهم. بدین ترتیب آغاز کار خود را به عنوان یک موسیقی دان و
نوازنده اعلام می کردم. همچنین به سراغ ماتیو دیکسون و سارا ماری خواننده رفتم و
به آن ها گفتم که اگر آن ها هم آلبومی را در عرض سه ماه کامل کنند. آن
ها را هم در مجله خواهم گنجاند. ما می توانستیم از یکدیگر پشتیبانی کنیم.

این می توانست برنده- برنده- برنده
باشد.


همگی دست به کار شدیم. به خاطر داشته باشید که ما از هیچ آغاز
کردیم و هر یک از ما سه ماه وقت داشتیم که آلبوم خود را آماده کنیم. ما همین کار
را کردیم. آلبوم خود را تکمیل کردیم و روی جلد مجله نشان داده شدیم. باز هم می
گویم، الهام، مسری است.


این است راز خلاقیت بزرگ:


آتشی در دل خود روشن کنید و بگذارید شعله های آن شما را به سمت
تکامل هدایت کنند. اطلاع از این که دیگران هم این کار را انجام داده اند به شما
کمک می کند تا هرگونه محدودیت ذهنی را که ممکن است باعث کندی یا توقف تان شود از
ذهن پاک کنید.


انجام آن کار با دیگران یا با کسانی که باورتان دارند هم باعث
متلاشی شدن بهانه ها و محدودیت های ایجاد شده در ذهن می شود.حقیقت این است که من
نمی دانم که ما هیچ محدودیت واقعی داریم یا نه؟ اما آن چه که قضیه راجالب می کند
این است که آن محدودیت ها را آزمایش کنید.
آتشی روشن کنید و از گرمای آن بسوزید.





دوشنبه 08 اردیبهشت 1399 - 01:58
نقل قول این ارسال در پاسخ گزارش این ارسال به یک مدیر





برای ارسال پاسخ ابتدا باید لوگین یا ثبت نام کنید.